خرید بک لینک

هنوز با خودم کنار نیومدم که چرا چند ماه فقط نوشته هام تو فایلای ورد موندن و علاقه ای به پست کردنشون ندارم، حس میکنم بعضیاشون دغدغه های گذراس، غر زدنای الکی و بچگانه، ازونا که هیچکسی علاقه نداره بشنوه مگر اینکه جدا براش مهم باشی یا اینکه خیلی خیلی جذاب باشی!

میدونی سخت ترین بخش تنها زندگی کردن چیه؟ غذا درست کردن؟ ظرف شستن؟ تمیز کردن خونه؟ چای دم کردن یا...؟ سخت ترین بخش تنها زندگی کردن، تنها زندگی کردنه! و حتی اگه یکم ناخودآگاهتون سادیست باشه میتونه به کابوس تبدیل شه! تو یه روز میتونید با آهنگ What the hell شروع کنید و تهش Beneath the Mask رو انقد روی ریپیت بزارید تا شبتون به صبح فرداش وصل شه. ولی اشتباه نکنین، اصلا منظورم این نیست که در کنار بدیاش هیچ خوبیای به همراه نداره، همینکه کسی بهتون نمیگه چرا یه آهنگ رو چند ساعت پشت هم گوش میکنی خودش مزیتیه که شاید جای دیگه پیدا نشه، بیدار میشی و میبینی فقط خودتی و خودت، هیچ کسی نیست، باعث میشه زندگیتو بدون همه چی تصور کنی، هم میفهمی چقدر سخته و هم میدونی که از پسش بر میای و حتی باعث میشه بیشتر از قبل خودت و اطرافیانت رو بشناسی.

بعضی وقتا حس میکنم اطرافیانم رباتن، رباتای پیشرفته، چون اصلا نمیتونم بعضی رفتاراشون رو توجیه کنم و خب این مدت کوتاه حداقل بهم یاد داد همه چی نباید توجیه پذیر باشه، بعضی وقتا سعی به توجیه کردن فقط گیج ترت میکنه، بعضی وقتا باید بزاری همه چی تو مسیر خودش راه بره و یه مدت دور باشی و کتابتو بگیری دستت و بخونیش تا باز شرایط نرمال شه!

حس میکنم بعد اینهمه مدت که دارم مینویسم کلی موضوع این وسط حیرون دارن میچرخن و بعد ادیت هم تهش هیچی به هیچی ربط نداره، تهش این کوت رو از کتابی که جدیدا شروع کردمو میزارم برای ختم کلام، کی به کیه؟ صاحب بلاگ خودمم اصلا :)))

"زندگی خوب آن زندگی است که از عشق سرچشمه گرفته و با دانش رهبری شود" ولی شما جدی نگیرین، زندگی همینجوریشم دلنشینه، سخت نگیرین!

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 21:06

صفحه بندی