خرید بک لینک
فکر نمی کردم اینارو بگم ولی ضربه ای که از مسائل پیش خوردم واقعا بد بود، واقعا! ولی حداقل شاید یه تست بود، یه تلنگر به خودم تا قدر خیلی چیزا رو بیشتر بدونم، هرچقدر بد و سنگین، یه پیشامده و حداقل الان آرامش دارم، آرامشی که بعد از کلی درد بدست اومده و حاضر نیستم به این راحتی ولش کنم. حس می کنم خیلی خیلی مستقل تر شدم، دورم خالی شده و خیلیا دیگه نیستن ولی براش ناراحت نمیشم چون دنیا به آخر نرسیده! حداقل نه برای من!

شایدم خودم رو گول میزنم ولی فکر نکردن به مسائل واقعا بهتر از فکر کردن و گیر کردن تو یه لوپه، لوپی که منجر به سردرد و سردرگمی میشه و تهش آدم رو بی نتیجه و حیرون روی تخت رها می کنه.

معانی خیلی چیزا برام تغییر کرده، شاید الان کمتر ساده ام، شاید مثل یه شمشیر کند که هنوز داره ضربه میخوره تا صاف شه باید ضربه بخورم، از اینکه روال بعضی چیزا دستم نباشه خوشم نمیاد ولی دارم یاد میگیرم که باهاش کنار بیام، همه چی برای همیشه نیست، از الان لذت ببر، آرامش داشته باش و رویاهای غیرممکن بیاف!

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:07

صفحه بندی