خرید بک لینک
یه مازراتی جدید و خیابون بن بست

چرا همه چی یه جوریه که انگار هیچی نمیدونم؟ انگار تو کما بودم و چند روز بعد پا شدم و یکی دیگه جام زندگی کرده و گند زده به زندگیم، چی شده مگه؟ مردم با من مشکل دارن؟ خنده های احمقانه به من، عجیب ترین لحظه های زندگیم جلوم میگذرن و حتی یه کلمه جوابی براشون ندارم!
چرا همه یه جوری شدن که انگار از یه واقعیتی خبر دارن که من ندارم؟ چرا حس میکنم زندگیم رو داره یکی دیگه مینویسه؟ چرا حس میکنم من تو یه بازی گیر افتادم؟
دلیل سرگیجه هام چیه؟ دلیل تموم حسای بدم؟ دلیل سردردای گاه و بی گاهم؟ غریبگیم با پاهام؟
چرا انگار دزدیده شدم؟ چرا طرد میشم؟ چرا همه با یه چاقو تو دستشون باهام حرف میزنن؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:9 توسط زرافه آبی - Blue Giraffe |

برچسب: مازراتی, نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 17:36

صفحه بندی